كميته دانشجويي پيگيري سرنوشت چهار ديپلمات ايراني   

  عشق زينب بيماري نيست جز فوق جنون.........هركه گويد يا حسين بر او سرايت ميكند..........اي كه بيماري چرا نزد طبيبان ميروي.......خرده نان سفره زينب كفايت ميكند.........كربلا باشد سفارت خانه حق بر زمين......اين سفارتخانه را زينب صدارت ميكند.........بيرق خون خواه شاه كربلا اين مطلب است......اهل عالم گوش باشيد اين سپاه زينب است

  تماس با من

  آرشيو

  نویسندگان

سيد

  آرشیو شده ها

فروردین ۸٧
آذر ۸٦
آبان ۸٦
تیر ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥

  بچه باحالها

کشف حقایق سرنوشت خبرنگار و دیپلمات های ایرانی
حاج احمد متوسليان
کمین جولای 82
گروگانها
دانشجوی بی نشان
بی نشان

  آمار بازدید ها


  RSS 2.0  

 

  کجاست آن مردی که مظهر غیرت بود؟ کجایی حاج احمد؟

 

امروزه با رفتن خمینی(ره) کبیر و شهادت یارانش و گم شدن مردانی چون حاج احمدها ، سید علی تنها مانده و حرفهای خمینی(ره) کبیر بر جا مانده است.
همان که فرموده بود: سلمان رشدی مرتد است و باید اعدام شود.
کجایی حاج احمد؟
ما فکر می کنیم تو گم شده ای اما خودمان در پیچ و خم های زندگی گم شده ایم، کجایی تا ببینی هر روز عده ای به عزیزترین کسان ما اهانت می کنند؟
بیا و با آن غیرت مردانه ات نشان ده که هنوز یاران خمینی زنده اند.
بیا که سید علی تنهاست

 

کجایی حاج احمد که آقا بس تنهاست

سيد

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  برگزاری پنجمین اردویی دانشجویی بازدید از مریوان یادواره احمد متوسلیان

 

برگزاری پنجمین اردویی دانشجویی بازدید از مریوان

یادواره جاویدالاثر احمد متوسلیان

زمان اردو: سه شنبه 1386/9/13 به مدت سه روز

 شماره تماس و آدرس جهت ثبت نام
09127973918 و 66483316
تهران - خ انقلاب - نرسیده به خیابان فلسطین- نبش نیروی انتظامی- معاونت علمی بسیج دانشجویی

سيد

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  تغيير خانه

 

سلام دوستان بعد از خرابی پرشین تصمیم گرفتم تغییر خانه بدهم این هم آدرس جدید خانه بنده

http://bineshan1982.blogfa.com

در خانه مان منتظر قدوم شماییم

سيد

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  باز هم ۱۴ تیر شد

 

بعد از یک غیبت چند ماهه به علت مشغله های کاری و امتحانات تصمیم گرفتم باز هم بنویسم ، چیزی که باعث این کار شد تماس چند تایی از دوستانم در روز گذشته بود که می گفتند این ۴ نفر بالاخره چی شدند و از یکی از دوستانم هم شنیدم که گروه دانشجویی جدیدی شروع به کار کردند  که مفصلا شرح خواهم داد.

شاید بعد از ۲۵ سال خیلی ها بپرسند که سرنوشت این ۴ نفر چه شد؟

در اینجا بدون هیچ اظهار نظر شخصی فقط می خواهم اظهار نظر بعضی ها را بعد از اسارت این ۴ دیپلمات عرض کنم.

سردار رحیم صفوی: با توجه به شناختی که من از حاج احمد داشتم ، قطعا ایشان شهید شده اند.

حمید داودآبادی محقق و نویسنده کتاب کمین جولای: با توجه به تحقیقاتی که من داشتم این عزیزان شهید شده اند.

سردار جهروتی زاده از همرزمان حاج احمد: من مطمئنم که ایشان شهید شده است.

سید رائد موسوی فرزند دیپلمات ربوده شده ـ قبل از ۱۴ تیر ۱۳۸۵: من دلایلی دارم که اثبات می کند این ۴ نفر زنده هستند. من مطمئن هستم.

سید رائد موسوی - اسفند ۸۶: هیچ دلیل محکمی مبنی بر زنده بودن این عزیزان نداریم

مریم مجتهدزاده همسر موسوی قبل از تیر ۱۳۸۵: من مطمئن هستم این ۴ نفر زنده اند

مجتهدزاده ۱۴ تیر ۸۶: من در خواب از امام زمان شنیده ام که محسن شهید شده است.

و...

سيد

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  اظهارات جديد سيد رائد موسوي پيرامون چهار ديپلمات ربوده شده ايراني

 
روز دوشنبه بعد از اين كه نشست خانواده هاي چهار ديپلمات ايراني و خانواده گروگان هاي كوبايي در خبرگزاري فارس به اتمام رسيد، توي همان كوچه سعيد، جلوي در خبرگزاري فارس، رائد را كشيدمش يك كوشه و بعد از احوالپرسي و صحبت هاي دوستانه چند سوال ازش پرسيدم، ولي اين بار جواب‌هايي كه مي‌شنيدم حرف‌هايي بود كه تا به حال ....

  • سلام ، چرا مدتي است كه نسبت به پيگيري سرنوشت چهار ديپلمات سرد شده ايد و حتي سايتي كه با موضوع اين چهار نفر راه انداخته بوديد را تعطيل كرديد؟
اوضاع روحي ام مناسب نبود و حال نداشتم ان شاءالله شايد دوباره شروع كنم.
  • اصلا چرا پيگيري سرنوشت چهار ديپلمات ايراني اينقدر سرد شده است؟
چون الان ظرفيت طرح اين موضوع در لبنان نيست، اما طرح اين موضوعات براي دولت خوب است و موضع نظام را قوي مي كند.
  • سيد رائد موسوي براي 14 تير 1386 ، بيست و پنجمين سالگرد ربوده شدن پدرش چه مي خواهد انجام دهد؟ آيا مثل هر سال يك برنامه ساده، يا يك كار جدي خواهد كرد؟
كار جدي از نظر شما چيست
• يك اعتراض جدي؟
اعتراض به چه چيزي و چه كسي؟
  • به كساني كه مسئول پيگيري بوده اند ، هنوز خانواده هاي ديپلماتها و مردم جواب قطعي از سرنوشت اين چهار نفر دريافت نكرده اند، افرادي مثل ربيعي، آرمين و سيد احمد موسوي وسيد حسين موسوي و... بايد از نتايج پايان كارشان را ارائه دهند.
به جايي نرسيده اند. در پرونده ابهاماتي وجود دارد. من خود پرونده را مطالعه كرده ام و نمي توان با اين اطلاعات جواب قطعي داد.
  • چرا هيچ كدام از آقاياني كه پيگير هستند تا به حال هيچ جوابي ندادند.هيچ جوابي. در هيچ كنفرانس و يا مراسمي حاضر نبوده و پاسخي نداده اند؟
جواب داده اند. اما ابهامات خيلي زياد است. مثلا علي ربيعي گفت: من هنوز يك سري ابهامات برايم باقي مانده است و به نتيجه اي نرسيده ام.
  • عموي شما سيد حسين موسوي چه؟
عموي بنده آقاي موسوي 100% يقين دارند كه اين عزيزان زنده هستند و هنوز سر نخهايي براي پيگيري وجود دارد.
  • مهمترين دليل عموي شما براي زنده بودن اين عزيزان چيست؟و بر چه مبنايي به اين تيجه رسيده اند؟
ايشان بر اساس نتايج كلي و بررسي نهايي پرونده به اين نتايج رسيده اند، البته من اعتقاد دارم كه نمي توان بر اساس اين دلايل زنده بودن اين عزيزان را نتيجه گرفت.
  • يعني براي شما اثبات نشده است كه اين چهار نفر زنده هستند؟
خير، ما نه دليل قاطعي براي شهادت و نه دليل قاطعي مبنا بر زنده بودن اين عزيزان نداريم، ببينيد، تمام اخباري كه دال بر شهادت اين عزيزان است همه مي گويند كه اين افراد در همان روز اول به شهادت رسيده اند و مبناي حرف اين افراد اين است كه فالانژها اين افراد را نمي شناخته اند و از ارزش ايشان اطلاعي نداشته اند و اگر اين افراد را به عقبه منتقل كرده بودند و ارزششان را مي دانستند قطعا ايشان را زنده نگه مي داشتند چون برگه برنده خوبي براي اسرائيل بودند و اسرائيلي ها حاضر نمي شوند برگه برنده خود را از دست بدهند، ما اگر حتي يك دليل قطعي مبني بر زنده بودن اين افراد در روز دوم داشته باشيم مي توانيم مطمئن باشيم كه اين افراد زنده باشند.
  • يعني يك همچين دليلي نداريم؟
نه
  • پس ادعاي احمد حبيب الله مبني بر اين كه اين افراد را در زندان اسرائيل ديده است چيست؟
مي داني اسرائيل چه مي گويد : " آنها مي گويند كه آن سه نفرايراني كه احمد حبيب الله در زندان هاي اسرائيلي ديده است، سه هواپيما ربايي بوده اند كه به اسرائيل پناهنده شدند."
  • شما چند وقتي مي گفتيد كه يك تاجر لبناني كه قاچاق مي كرده بعد از آزادي از زندان هاي اسرائيل ادعا كرده كه اسراي ايراني را در زندانهاي اسرائيل ديده و از بين 30 عكسي كه پيش رويش گذاشته اند، عكس پدر شما را شناسايي كرده و گفته كه او را ديده است؟
اين فرد هم فقط قصد اخاذي داشته و ادعايش دروغ بوده است.
  • ما مي خواهيم يك مصاحبه اي هم با عموي شما داشته باشيم، شما مي توانيد يك جلسه ترتيب دهيد؟
من كاري ندارم شما مي توانيد با دفتر خودش هماهنگ كنيد.
  • با تشكر از اين كه وقتتان را در اختيار ما قرار داديد.
من هم متشكرم كه اين موضوع را پيگيري مي كنيد.

سيد

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  فيلم منتشر نشده‌اي ازحاج احمد متوسليان...

 
فيلم منتشر نشده‌اي ازحاج احمد متوسليان بر روي سايت چهار ديپلمات قرار گرفت.
در اين فيلم كه بعد از عمليات بزرگ محمد رسول الله، در ارتفاعات تته ( ارتفاعات مشرف بر حلبچه) از ايشان ضبط شده است، احمد متوسليان به تشريح عمليات محمد رسول الله مي پردازد در اين فيلم قطعه‌ي كوتاهي از اقامه نماز حاج احمد متوسليان و يارانش همچون تقي رستگارمقدم، شهيد رضا چراغي، شهيد دستواره و... در ارتفاعات تته نيز مشاهده مي گردد.
توضيح كامل عمليات محمد رسول الله و چگونگي اين عمليات در كتاب آذرخش مهاجر به قلم حسين بهزاد ذكر گرديده است.
جهت مشاهده و دانلود فيلم با كيفيت خوب اينجا را كليك نماييد.
جهت مشاهده و دانلود فيلم با حجم پايين اينجا را كليك نماييد.

 

سيد

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  کمی توجه کنيد!!!

 

چهار دیپلمات ایرانی در شمال بیروت ربوده شدند و پس از ۲۴ سال از ایشان خبر دقیقی در دست نمی باشد.

مجرم اصلی این پرونده(سمیر جعجع) آزادانه به زندگی خود ادامه می دهد

۱۱ تن از اعضای سفارت ایران ( از جمله شهیدناصری و نوروزی) در افغانستان به دست طالبان به شهادت رسیدند

مجرمان این پرونده مورد هیچ گونه پیگردی قرار نگرفتند.

یک سفیر ایران در عراق به شهادت رسید

تعداد زیادی از زائران ایرانی در عراق به شهادت رسیدند

دو خبرنگار ایرانی در عراق دستگیر و بعد از ۱۲۵ روز شکنجه و اسارت توسط امریکایی ها آزاد شدند

یک روحانی ایرانی در بقیع به علت تلاوت دعای کمیل توسط عمال سعود دستگیر شدند.

در عربستان با زوار ایرانی به بدی و زننده رفتار می شد.

دو تن از روحانیون ایرانی در عربستان ناپدید شدند

۵ تن از اعضای سفارت ایران در عراق توسط آمریکایی ها ربوده شدند.

سفیر ایران در آرژانتین توسط دولت آرژانتین دستگیر شد

سفیر دوم ایران در عراق توسط عمال امریکایی ربوده شد

و....

تحلیل با شما

سيد

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  زندگی نامه "کاظم اخوان" ساخته می شود

 

"فریدون گنجور" از همرزمان و دوستان نزدیک کاظم اخوان، با همکاری "شاهرخ سلطان احمدی" زندگی و اسارت وی را به تصویر می کشد
به گزارش سايت چهار ديپلمات فریدون گنجور که سال های آغازین جنگ عراق علیه ایران، همراه با کاظم اخوان، به تصویربرداری از حماسه رزمندگان اسلام بخصوص نیروهای "جنگ های نامنظم" به فرماندهی شهید دکتر "مصطفی چمران" را برعهده داشته است، پس از سال ها دوری از وطن، بازگشته است تا فیلمی مستند از زندگی نامه دوست دیرین خود بر صفحه تلویزیون به نمایش درآورد.
گنجور در ساخت این مجموعه، از تصاویر بکر و پخش نشده و گفت و گو با همرزمان شهید چمران و کاظم اخوان استفاده کرده است.
در ساخت این برنامه، "شاهرخ سلطان احمدی" – خواهرزاده کاظم اخوان و از پی جویان سخت کوش سرنوشت چهار گروگان ایرانی - نیز گنجور را همراهی می کند.
"کاظم اخوان" عکاس و خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی بود که روز 14 تیرماه سال 1361 به همراه هیئت دیپلماتیک ایرانی شامل "احمد متوسلیان"، "تقی رستگارمقدم" و "سیدمحسن موسوی" در راه بیروت لبنان، توسط نیروهای مزدور اسرائیل – فالانژیست ها – به سرکردگی "سمیر جعجع" به اسارت درآمد و از آن روز تاکنون هیچ خبر موثقی از سرنوشت آنان منتشر نشده است.

منبع: سایت چهار دیپلمات

سيد

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  همرزم ديرين حاج احمد متوسليان: معتقد به پيگيري هاي حال نيستيم!

 
    دكتر مريم كاتبي رييس اسبق بيمارستان  مريوان و يكي از همرزمان حاج احمد متوسليان در مريوان، در گفت و گو با سايت چهار ديپلمات، به تشريح پيگيري هاي صورت گرفته پرداخت و تصريح كرد: طبق آخرين اخبار به دست آمده در خصوص پيگيري 4 ديپلمات دربند رژيم صهيونيستي كه چهاردهم تيرماه امسال اعلام شد، مسئولين به هيچ نتيجه روشني دست نيافته اند وو بعد از آن درگير مسائل لبنان شدند.
وي گفت: مسئولين بعد از پايان مقاومت 33 روزه لبنان سفري به كشور لبنان داشتند كه قول پيگيري وضعيت اين 4 ديپلمات را داده اند ولي تا كنون هيچ جوابي دريافت نكرده ايم.
ايشان در خصوص پيگيري هاي صورت گرفته اظهار داشت: تا كنون پيگيري ها قاطع و مناسب نبوده و اخباري مبني بر زنده بودن اين عزيزان گزارش نشده است.
رييس اسبق بيمارستان مريوان مدعي شد: طي اطلاعاتي از سوي حزب الله لبنان، دو نفر از ديپلمات ها زنده هستند و طبق شواهد و نشانه ها از سوي اين حزب، اين دونفر كاظم اخوان و سيد محسن موسوي مي باشند.
وي با اشاره به گذشت بيش از دو دهه بي اطلاعي از سرنوشت اين جاويدالاثرها گفت: تا كنون شاهد هيچ نوع پيگيري مناسب و درخور ديپلماتيك نبوده ايم و اگر مسئولين از روز اول به صورت جدي و قاطع پيگير اين موضوع بودند، حتما به نتيجه اي مي رسيدند.
كاتبي اظهار داشت: بعضي از مسئولين از اسارت اين چهار ديپلمات استفاده تبليغاتي مي كنند و نمی خواهند وضعیت این چهار نفر مشخص شود.
وي در ادامه به پيگيري هاي دوستان و همرزمان ديرين حاج احمد متوسليان اشاره كرد و افزود: سال گذشته تعدادي از دوستان سفري به لبنان داشتند كه با سيد حسن نصرالله ديدار و گفت و گو كردند و از وي قول مساعدت گرفتند.
وي در پايان خاطرنشان كرد: ما بايد تحت هر شرايطي براي روشن شدن سرنوشت اين عزيزان تلاش نماييم

سيد

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  سعيد ابوطالب: مساله چهار ديپلمات يک مساله ملی است!

 

آیا زنده بودن یا نبودن چهار دیپلمات ایرانی در پيگيري این پرونده مهم است؟

پس قصد شما از پیگیری این پرونده چیست ؟
ببینید وقتی ما صحبت از پیگیری می کنیم منظور ما این است که اگر این افراد زنده اند کجا هستند و اگر شهید شده اند چه کسی آنها را به شهادت رسانده است ؟ این موضوع از خود این چهار نفر، از خود این افراد مهمتر است، چراکه منافع ملی مملکت با آنها همراه است یعنی اگر کشوری نتواند از حقوق شهروندی خودش دفاع کند، نمی تواند ادعا داشته باشد که من یک حکومت مردمی دارم .

آقای ابوطالب یکی از این چهار نفر نظامی بوده است آیا در مقابل افرادی كه آنها را به دخالت نظامی متهم می کنند توضیحی هست ؟
وقتی یک نفر با پاسپورت سیاسی وارد کشور مقصد می شود به آن کشور ارتباطی ندارد که اين فرد یک نظامی است یا خير؟ و همین که من به او پاسپورت سیاسی داده ام یک دیپلمات است و از تمام حقوق یک ديپلمات بر خوردار است، مثل خیلی از افرادی که وارد ایران می شوند به عنوان یک دیپلمات وارد ایران می شوند ولی ما می دانیم که آنها وابسته به دستگاه اطلاعات و امنیت کشورشان هستند .

آیا بعد از 24 سال باز هم پیگیری را ضروری می دانید ؟
بله حتما فایده ای دارد ببینید این چهار نفر و حتی شخصیتی مثل امام صدر اولین افرادی نیستند که در دنیا ربوده می شوند، ما در زمان جنگ شهید تندگویان را داشتیم که بوسیله ی عراق ربوده شد. این کار روش متداول دستگاه های امنیتی دنیا است، یعنی این افراد را می ربایند و آنها را سالهای طولانی نگهداری می کنند، چرا که فکر می کنند روزی این افراد وسیله ای برای قدرت آنها هستند .

در آن سالها در لبنان رسم بر این بوده که در مقابل پول و یا زندانی های طرف مقابل اسراء آزاد می شده اند آیا در این زمینه کاری صورت گرفته ؟
خیر، چون که هیچ وقت به مذاکره نرسیده است و علت اصلي اين است که طرف مقابل ما اسرائیل است و ما اسرائیل را به رسمیت نمی شناسیم.

در قضیه امام موسي صدر چطور؟
در قضيه امام موسي صدر به اين شكل نيست چون طرف ما لیبی است و ما لیبی را به رسمیت می شناسیم و لیبی رئیس جمهوری دارد که حاضر به مذاکره است و لی در موضوع این 4 نفر هیچ وقت این اتفاق رخ نداده به دلیل اینکه :
اول : ما اسرائیل را به رسمیت نمی شناسیم .
دوم: اسرائیل تمام راهای مذاکره را بسته است و حاضر به مذاکره نیست .

آقای ابوطالب ماشینی که این افراد برای آخرین بار در آن دیده شده اند درب سمت راننده خونی بوده و این نشانه ي يك درگيري است آیا آنها زنده اند ؟
ببینید یک فردی ادعا می کند که من ماشینی را دیده ام که درب سمت راننده خونی بوده و این هر معنی می تواند داشته باشد، شاید یک نفر که زخمی بوده به ماشین تکیه داده باشد و این زیاد نمی تواند قابل استناد باشد چرا که ما اسنادی در دست داریم که اثبات می کند اين افراد زنده اند .

پس به عقیده ی شما این چهار دیپلمات زنده اند؟
بله ما دلیلی برای کشته شدن این افراد نمی بینیم .

آقای ابوطالب شما عقیده دارید که این افراد زنده اند و لی ما معتقدیم که برای صحبت شما باید دلایل کافی ارائه شود، چرا که صحبت های دیگری نیز هست که فرمایش شما را رد می کند؟
اگر کسی استدلالی برای کشته شدن این افراد در دست دارد بیاید و دلایل خودش را ارائه کند ما که اصراري بر زنده بودن این افراد نداریم ما اصرار داریم که سرنوشت این افراد مهمتر از پاسخ به این سوال است .
البته این افراد مثل “ایلی حبیقه” که ادعا کرده اند که این افراد کشته شده اند، حامی اسرائیل هستند و قصدشان این است که یک فشار دیپلماسی را از روی دوش رژيم صهيونيستي بردارند و اگر ما قبول کنیم که این افراد شهید شده اند خیلی چیز ها را از دست داده ایم


منظور شما از خیلی چیزها چیست ؟
ببینید در جریان اسارت آقای تندگویان وقتی که ما قبول کردیم ایشان شهید شده اند و جنازه ی آقای تند گویان را خواستیم عراق جنازه ای را به ما تحویل داد که تازه به شهادت رسیده بود و شش ماه قبل زنده بوده اند.

شما یک ماه قبل از جنگ 33 روزه لبنان دیداری را با آقای سید حسن نصر الله داشتید، آیا در مورد چهار دیپلمات صحبتی صورت گرفت و یاحتی یک توافق؟
بله من از آقای نصرالله سوال کردم که آیا شما اطلاعی در مورد چهار دیپلمات ایرانی دارید ؟
ایشان فرمودند :"زمانی که این چهاردیپلمات در لبنان حضور داشتند لبنان در حال جنگ داخلی بود و آن چیزی که من می دانم این هست که این افراد در داخل لبنان نیستند ."

امروزدر لبنان  صحبت از تبادل اسراء است آیا این یک فرصت مناسب برای بازگشت این چهار دیپلمات نیست؟
بله ماهم از این پتانسیل استفاده کرده ایم، در واقع آقای نصرالله به خاطر علاقه ای که به ایران دارند، اعلام کرده اند که دو اسیر اسرائیلی را در مقابل :
اول:تمام اسرای عرب غیر لبنانی
دوم:همه ی لبنانی های غیر مسلمان
سوم:چهار دیپلمات ایرانی
چهارم :تمام اسرای حزب الله
مبادله مي كنيم.
و این لطفی است که حزب الله به ما کرده است وما امیدواریم که این کار جواب مثبتی را داشته باشد هر چند که شاید این افراد بیش از اینها برای اسرائیل ارزش داشته باشند.

منظور شما از این ارزش چیست ؟
ممکن این افراد را نگهداشته باشد تا ثابت کند که ایران در لبنان حضور دارد .

آقای "روبرت مارون حاتم" ادعا کرده اند که آقای تقی رستگار در همان روز اول تیر خورده اند و سه روز بعد به شهادت رسیده اند و سه نفر باقی مانده به قیمت30 هزار دلار به اسرائیل در مقابل رون آراد فروخته شده اند ؟
ببینید بعضی ها قصد دارند که قضيه چهار دیپلمات را با مسئله ی رون آراد مرتبط کنند در حالی که پرونده ی چهار دیپلمات هیچ ارتباطی به رون آراد ندارد چرا که این افراد ایرانی بوده و دیپلمات ایران بوده اند واصلا در حال جنگ نبوده اند در حالی که رون آراد یک خلبان اسرائیلی بوده که در حال بمباران مناطق مسکونی وغیر نظامی بوده است وبعد از اینکه هواپیماش سقوط می کند به دست نیروهای جنبش امل دستگير مي شود.
جنبش امل هم اظهار داشته که در زمان بمباران مقر امل این خلبان کشته می شود.

ولی به تازگي شبکه تلويزيوني ال.بي.سي لبنان فیلمی را از رون آراد پخش کرده که نشان می دهد او هنوز زنده است.
اسرائيلي ها با اين كار مي خواهند بگويند كه رون آراد دست لبنان است كه در اين صورت هم ، باز  ربطی به پرونده ی این چهار نفر ندارد و ما هم به صلاح این پرونده نمی بینیم که به ان ربط دهیم .

ولی اگر اسرائیل این چهار نفر را در مقابل رون آراد معاوضه کند بهتر نیست که ما با لبنان وارد مذاکره بشویم؟
اشکالی ندارد ولی باید برای ما ثابت شود که این چهار نفر زنده اند و یا حتی تصویری از آنها ببینیم، مثلا از  الجزیره و بعد هم به ما بگویند که رون آراد دست چه کسی است تا ما با آنها وارد مذاکره بشویم ، نكته بعد اينكه آیا آنهايي كه آراد در دستشان هست حاضر هستند آراد را در مقابل چهار دیپلمات ما به اسرائيل پس دهند؟

در سال 1376 وقتی احمد حبیب الله اعلام کرد: "این چهار نفر در زندان عتلیت در شمال تل آویو قرار دارند"، اسرائیل قبول کرد که سه نفر ایرانی را در دست دارد، آیا این افراد سه نفر ازچهار دیپلمات ایرانی هستند یا نه ما كساني را در دست اسرائيل داريم كه از هويت آنها با خبر نيستيم ؟
نه ما غير از چهار ديپلمات ايراني كسي را در دست اسرائيل نداريم و اسرائيل اين حرف را زده كه ادعا كند كه ايران در لبنان دست دارد چرا كه هيچ مشخصاتي از اين افراد ارائه نكرده است .
به عنوان مثال وقتي من در زندان ام القصر بودم فردي در آنجا زنداني بود كه ادعا مي كرد ايراني ست ولي هيچ مدركي براي اثبات اين ادعا نداشت و قتي كه سفارت ايران در عراق، از نيروهاي عراقي خواست تا به آمريكا براي آزادي ايراني ها فشار بياورد، اين فرد جزو افراد آزاد شده ها نبود . مسائل بعضي اوقات بسيار پيچيده مي شود ،بعضي افراد تابعيت خودشان را پنهان مي كنندو حتي ادعاي يك تابعيت ديگري را مي كنند.

 شما در كنفرانس قدس ديداري را با آقاي نبيه بري داشته ايد آيا در مورد چهار ديپلمات صحبتي را داشته ايد؟
بله من حتي ادعاي" سمير جعجع" را به ايشان گفتم وايشان پاسخ دادند :"من با جعجع صحبت مي كنم كه چرا اين حرف را زده اند .

به نظر شما چرا اين صحبت از سوي سمير جعجع صورت گرفته است؟
خوب ايشان و خيلي از افرادي كه صحبت از كشته شدن چهار ديپلمات ايراني دارند، همه طرف اسرائيل هستند و الان به نفع اسرائيل است كه آنها كشته شده باشند تا اسرائيل از يك فشار بين المللي رها شود.

آقاي ابوطالب بعد از اجراي طرح وعده صادق از سوي حزب الله كه باعث پيروزي آنها در جنگ شد آقاي (محمد علي رامين )اظهار داشته اند: " تنها راه آزادي چهار ديپلمات ايراني اسير گرفتن از دشمن است" نظر شما در مورد اين پيشنهاد چيست ؟
بله بنده ايشان را مي شناسم و ايشان فرد آگاهي هستند، ولي شرايط ما با لبنان فرق دارد، لبنان با اسرائيل مرزي را دارد كه هروقت كه بخواهد به آنها ضربه مي زند و از آنها اسير مي گيرد، ولي ما اصلا هيچ مرزي با اسرائيل نداريم كه از اين شعارهاي قشنگ بدهيم و من اميدوارم روزي چنين طرح هايي عملي شود، ولي بايد صبر كنيم تا به قدرتي برسيم تا بتوانيم حرفمان را به طرف مقابل ديكته كنيم .

رويكرد مجلس هفتم در قبال اين پرونده چگونه بوده است ؟
مجلس هفتم وبخصوص دولت نهم در قبال اين پرونده رويكرد جدي را دارد .

ولي آقاي سيد احمد آوايي كه عضوكميسيون امنيت ملي مجلس هستند اظهار داشته اند كه ما هيچ نشانه اي از زنده بودن اين افراد به دست نياورده ايم.
عيبي ندارد ايشان نظر شخصي خودشان را گفته اند و شخصي هم مثل ابوطالب هست كه مي گويد ما خيلي اطلاع داريم و آنها زنده اند.

اگر اسرائيل از ايران براي روشن شدن اين پرونده دعوت به مذاكره كند رويكرد ايران چه خواهد بود؟
منطق مي پذيرد كه ما قبول كنيم، ولي همه چيز از طرف آنها بسته شده است چرا كه از طرف ايران هيچ فشاري بر آنها نيست. ولي چنين روزي فرا خواهد رسيد و حتما آن روز براي ما روز خوبي خواهد بود.

آقاي ابوطالب به نظر شما كدام دولت اين پرونده را بهتر پيگيري كرده اند؟
اين مسير يك مسير خطي است و اشخاصي كه پيگيري اين موضوع را برعهده دارند در ادامه مسير قبل حركت مي كنند  ممكن است شدت و حدتي داشته باشد ولي همه به نوعي اين پرونده را پيگيري كرده اند.


شما بعنوان كسي كه در عراق مدتي را در اسارت گذرانده ايد، چه راه حلي را براي اين پرونده پيشنهاد مي كنيد ؟
واقعيت اين هست كه اگر ما داراي قدرت چانه زني باشيم مي توانيم وارد مذاكره بشويم و زماني كه اين افراد اسير شده اند ما در حال جنگ بوديم و تازه انقلاب كرده بوديم و از نظر سياست خارجي ضعيف بوديم و حتي در عالم سياست هيچ دوستي را نداشتيم .
و چاره اي نداريم جز اينكه صبر كنيم تا موازنه ي قدرت در منطقه عوض شود، همانطور كه از سال 1360 تا به امروز قدرت ما بيشتر شده است و امروز هيچ كشوري حتي اسرائيل در دولت 1385 تهديد حساب نمي شود.

از اينكه وقت خود را در اختيار ما قرار داديد متشكريم .
من هم از شما كه پيگير اين پرونده هستيد تشكر مي كنم .


به نام خدا، آن چیزی که بیش از هر چیزی برای ما مهم است این است که آیا ما این پرونده را پیگیری بکنیم یا نه ؟یعنی اگر گمانهايي در مورد شهید شدن این افراد وجود دارد، ما باید پیگیری را متوقف بکنیم؟ جواب این است که نه، چرا که این افراد دیگر چهار نفر متعلق به چهار خانواده نیستند و بحث مسائل ملی مطرح است .
نکته ی دیگر این که ،ما كه قصد پیگیری داریم، حالا باید سراغ چه کسی و یا کسانی برویم ؟
 آیا وجود این افراد در لبنان توجیحی داشته است؟
درسال 1982 چه فضایی بر لبنان حاکم بوده ؟و...
اگر به این سوالات جواب داده شود متوجه می شویم که باید از کجا شروع کنیم.
نکته ی دیگر این که، آیا کشور دیگری هم در این آدم ربایی نقش داشته؟ آیا از این کار سودی عاید آنها می شده؟
به طور مثال در مورد تبادل اسرای حزب الله با جنازه سربازان اسرائیلی می بینیم که آن دستگاه امنیتی که دخالت می کند و بيشترین نقش را ایفا می کند آلمان است، چرا آلمان ؟ و این نشان دهنده ی این است که آلمان در آنجا منافعی را دارد .
نکته ی دیگر این است که وقتی ما صحبت از پیگیری داریم، همه این سوال را می پرسند که آیا آنها زنده اند یا نه زنده نیستند ؟و لی به نظر من پاسخ به این سوال، هیچ تاثيري به پیگیری ما ندارد.

سيد

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  تاكنون شاهد بي اعتنايي در مورد پيگيري وضعيت چهار ديپلمات بوده ايم.

 

"محمد رضا مهرانديش" مدير كل روابط عمومي سازمان ميراث فرهنگي و كارگردان مستندهاي دفاع مقدس، در گفت و گو با سايت چهار ديپلمات پيرامون فيلم "برادر احمد" كه با موضوع ربوده شدن حاج احمد متوسليان و همراهانش ساخته شده است، گفت:"ساخت اين فيلم 60 دقيقه اي كه از شبكه دوم سيما پخش شده است، سعادت بزرگي نصيب من و دوستانم كرد و اين فيلم تقديم به تمام كساني است كه در انتظار حاج احمد متوسليان _ مخصوصا پدر اين جاويدالاثر_ بوده اند."


وي با اشاره به اين كه انعكاس وسيعي از ساخت فيلم برادر احمد در پايگاه هاي بسيج و مراكز دفاع مقدس شده است، اظهار داشت:"اميد است با حمايت بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس و سپاه پاسدارن اسلام و ديگر سازمان ها، در عرصه توليد آثار هنري فعاليت هاي گسترده اي شود."
مهرانديش با انتقاد از مسئولين كشور جهت پيگيري وضعيت اين 4 ديپلمات ايراني دربند رژيم صهيونيستي گفت:"در بعد سياسي سرنوشت اين عزيزان آن طور كه بايد دنبال نمي شود و در ايام سالگرد ربوده شدن اين عزيزان صحبت ها و وعده هايي داده مي شود ولي باز هم شاهد بي اعتنايي مسئولين هستيم."
وي پيرامون كم توجهي در عرصه آثار هنري در خصوص اين چهار ديپلمات گفت:"نه آنها در اين عرصه، بلكه در تمامي زمينه هاي دفاع مقدس از جمله زندگينامه شهداء تا كنون فيلم در خور و شايسته اي ساخته نشده است."
مهرانديش با بيان اينكه هر روز شاهد كم كاري در عرصه آثار هنري هستيم، اظهار داشت:"با تمام كاستي ها نمي توان مقصر واقعي را پيدا كرد،زيرا نگاه به زاويه جنگ تحميلي و دفاع مقدس هر روز در حال تغيير است و فعاليت كردن در اين عرصه بسيار دشوار شده است."

 

سيد

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  سردار جهروتي زاده: در اين 24 سال فقط ادعا كرديم.

 
جعفر جهروتي زاده، يكي از همراهان حاج احمد متوسليان و تقي رستگارمقدم از غرب تا لبنان، در گفت و گويي با سايت چهار ديپلمات پيرامون پيگيري هاي صورت گرفته در خصوص 4 ديپلمات ايراني دربند رژيم صهيونيستي،اظهار داشت: "از ابتداي اسارت اين عزيزان تاكنون به صورت جدي با اين موضوع برخورد نشده و تمامي پيگيري ها بهانه اي براي اهداف نامعلوم بوده كه منجر به اسراف مبالغ كلان از بيت المال شده است."
وي با اشاره به اين كه حضور فيزيكي يا شهيد شدن حاج احمد متوسليان نمي تواند تاثير به سزايي در جامعه داشته باشد، اظهار داشت:"ما بايد به دنبال ايجاد تفكري صحيح از اين جاويدالاثر در قشرهاي مختلف جامعه باشيم."
جهروتي زاده لزوم زنده نگاه داشتن حماسه آفريني هاي تمامي سرداران دفاع مقدس تاكيد كرد و افزود: با وضعيت فعلي در همين حد كه قشر دانشجو، جلسات و مراسمي تحت عنوان مطالبه از مسئولين برگزار مي كند، بسيار ارزشمند و قابل تقدير است.
وي در خصوص بعضي از مسئولين گفت:"پيگيري ها نبايد به گونه اي باشد كه بعضي از اين افراد براي پر كردن جيب هاي خود به توجيه اين كه پيگير اين موضوع هستند، پول هاي بيت المال را در حد كلان هزينه كنند."
جهروتي زاده به فشار آوردن به دولت لبنان براي روشن شدن سرنوشت 4 ديپلمات تاكيد كرد و افزود:"از آن جايي كه روابط دوستانه بين كشور ايران و لبنان برقرار است، پيگيري اين موضوع نمي تواند هزينه بالا و كار دشواري براي مسئولين به دنبال داشته باشد."
وي افزود:"نتيجه پيگيري هاي مسئولين تاكنون بي فايده بوده است و طبق اطلاعات رسيده، مبلغي بالغ بر 21 ميليارد تومان هزينه شده است و اگر شخص حاج احمد متوسليان زنده بود، براي گرفتن يك وام يك ميليون توماني بايد دردسرهاي زيادي مي كشيد."
همرزم ديرين حاج احمد متوسليان، با انتقاد از مسئولين نسبت به بي توجهي موضوع 4 ديپلمات گفت: "مسئولين مرتبط با اين پرونده، سرگرم مسائل خودشان هستند و براي آنها حاج احمد و شخصيتي مهم تر از حاج احمد خيلي مهم نيست."
جهروتي زاده تمام پيگيري هاي وزارت خارجه وقت تا وزارت خارجه فعلي را در حد يك شعار دانست و اظهار داشت:"با گذشت 24 سال از زمان اسارت 4 ديپلمات، از سوي وزارت امورخارجه هيچ گزارشي اساسي دريافت نكرده ايم و متاسفانه تاكنون نفهميده اند كه اين عزيزان زنده و يا شهيد شده اند كه اين كوچكترين نتيجه پيگيري در اين زمينه است."

جعفر جهروتي زاده- شهيد ولي الله جناب- تقي رستگار مقدم- شهريور۵۹


وي گفت:"اگر سيد محسن موسوي در بين اين 4 ديپلمات حضور نداشت، قطعا پيگيري ها كمتر و شايد هم به طور كل از طرف مسئولين پرونده قطع مي گرديد."
همرزم ديرين حاج احمد متوسليان در ادامه سخنانش به سوم خرداد روز آزادسازي خرمشهر اشاره كرد و افزود:"سوم خرداد بدون نام حاج احمد متوسليان معنا و مفهومي ندارد ولي متاسفانه شاهد هستيم كه بعضي از افراد در مراسم و يا در حضور مقام معظم رهبري نامي از حاج احمد نمي برند."
جهروتي زاده خطاب به مسئولين گفت:" دولت جمهوري اسلامي بايد تمام حواس خود را متمركز دولت لبنان كند، زيرا در حال حاضر "سمير جعجع" در لبنان به سر مي برد و اين بهترين سرنخ براي روشن شدن سرنوشت اين 4 ديپلمات است."
وي در پايان تاكيد كرد:"برگزاري مراسم جهت زنده نگهداشتن ياد و خاطره و تفكرات حاج احمد، الگويي مناسب براي جوانان است و همچنين مانعي براي به جيب زدن پول هاي كلان بيت المال توسط افراد سودجو است."

 

سيد

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  بقيه وبلاگ های تعطيل

 

شاید من هم جزو وبلاگهای تعطیل باشم ولی بقیه حرفم

سایت رائد www.asikd.com که به طور کلی تعطیل شد و رفت فکر می کنم بعد از دعوای ۱۴ تیر به نتایجی رسیده باشه.

وبلاگ   چهار يوسف دربند اسرائيل هم که 6/8/1384 تا حالا یعنی بیش از یکسال هست که آپدیت نشده دوستمون وبلاگ آدم ربایی هم که رسما خداحافظی کرد و رفت.

حامد طالبی هم که از وقتی که قاطی مرغ ها شده دیگه هر سه وبلاگ رون آراد و آن چهار نفر و خفایا و اسرار حول المختطفین الاربعه را بی خیال شده به این می گن (( زذ)) وبلاگ دانشجويان ايراني دربند اسرائيل هم که از دیماه ۱۳۸۴ دیگه هیچ مطلبی رو کار نکرده وبلاگ چهار ديپلمات هم که دیگه اصلا صفحه ای رو باز نمی کنه ولی خوشبختانه بقیه دوستان هنوز کمکی کار می کنن و ماهی یه بار مطلبی می نویسند. باز دمشون گرم بقیه رفقا

گروگانها 
قربانيان تغافل 
ربع قرن در جستجوي كاظم اخوان 
دانشجوي بي نشان 
کشف حقایق سرنوشت خبرنگار و دیپلمات های ایرانی 
كمين جولاي82 
حاج احمد  
بازگشت ديپلماتها
 

سيد

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  يک فاتحه برای چند سايت و وبلاگ(1)

 

مدتی برخی از دوستان خیلی پای کار و قوی در زمینه چهار دیپلمات کار می کردند اما کم کم به خواب رفتند یا خسته شدند بله من هم مدتی جزو آنها بودم ولی به خاطر عدم دسترسی به اینترنت بود، ولی این وسط بیشتر از همه از سایت www.asikd.com که متعلق به سید رائد موسوی بود متعجبم هر چی باشه رائد دیگه نباید خسته می شد شاید اون هم متوجه شده باشه که تمام این مدت سر کار بوده و حالا به این نتیجه رسیده که بی خیال آخرین به روزرسانی این سایت در سال 1384 انجام پذیرفته و این یعنی الفاتحه.

          صاحب سایت                                             سایت مذکور

دومین وبلاگ، وبلاگ آدم ربایی متعلق به آقای ـ ر ـ  بود که بعد از چاپ اولین مطلب بر علیه آقای سید حسین موسوی به گوشه ای خزید و از معرکه فرار کرد.

وبلاگ سوم و بقیه بماند برای بعد.....

سيد

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  با تقی رستگارمقدم از قم تا لبنان

 

چند روز پیش داشتم با جعفر جهروتی زاده راجع به تقی رستگار مقدم ( بسیجی دلاوری که توسط اسراییلی ها دزدیده شد) صحبت می کردم . حاج جعفر دل پری داشت و اصلا حال نداشت حرف بزنه و یک ریز از جواب دادن به سوالاتم طفره می رفت ولی بالاخره تونستم به حرف بکشمش


• سلام حاجی
- علیک سلام 
• با تقی چطور آشنا شدید
- بچه یک محل بودیم و توی قم تو خیابون چهار مردان زندگی می کردیم
• با هم نسبت فامیلی هم داشتید؟
- نه فقط با هم دوست و همسایه بودیم ؛ هم با هم همبازی بودیم و هم این که همکلاس بودیم
• خوب چه طور دانش آموزهایی بودید؟
- نه من نه تقی  هیچکدام خیلی درس نمی خوندیم ولی هر دویمان نمرات خوبی می گرفتیم بویژه تقی که از لحاظ هوش خیلی بالا بود
• شیطنت های دوره بچگیتون چی بود؟
- تقی هدفگیری خوبی داشت و از یک فاصله زیاد با تیرکمون گنجشک می زد؛ البته از این هنرش هم خوب استفاده می کرد یه معلمی داشتیم که ضد مذهب بود و با بچه های مذهبی کلی دشمن بود و من و تقی را به خاطره مذهبی بودن خیلی اذیت می کرد ؛ توی کلاس وقتی سرشو بر می گردوند تقی با شادونه و گندم می زد پس سرش و اون هم چندین بار ما را فلک کرد تا این که یه بار به همراه چند تا از بچه مذهبی های انقلابی ریختیم سرشو تا می خورد زدیمش
• و بعد...
- مدیر فهمید و ما را اخراج کرد و افتادیم دست یک معلم بدتر توی مدرسه دیگر
• توی انقلاب چه کارها می کردید؟
- من و تقی و بچه های محل از سال ۱۳۵۶ با انقلاب همراه شدیم و اعلامیه پخش می کردیم و تقی سه راهی ( چیزی شبیه به کوکتل مولوتف) درست می کرد و می انداخت جلوی گاردی ها، یک رییس شهربانی داشت محلمون که خیلی بچه های انقلابی را اذیت می کرد و باعث اعدام و شکنجه خیلی از انقلابی ها شده بود و یک بار افتادیم دنبالش و توی بانک موقع پول گرفتن گیرش انداختیمش و رییس بانک هم همکاری کرد و بچه ها کوچه را بستند و توی توالت بانک به درک واصلش کردند.
• بعد چی؟
- بعد از مدتی که انقلاب شتاب گرفت با تقی آمدیم تهران و توی راهپیمایی ها شدیدا فعالیت کردیم تا اینکه شاه فرار کرد و بعد از آن به شدت با دولت شاهپور بختیار درگیر شدیم و با فشار زیاد توانستیم فرودگاه را باز کنیم و از چند روز قبل از ورود امام به ایران مسئولیت حفاظت و پاکسازی بهشت زهرا را بر عهده گرفتیم و بعد از آن هم با تقی شدیدا در جریان انقلاب کوشا بودیم.
• و بعد از پیروزی؟
- بلافاصله به کردستان رفتیم و مسئول نظارت بر همه پرسی در ۱۲ فروردین ۱۳۵۷ شدیم و بعد از آن هم به شدت درگیر مبارزه با ضد انقلاب بودیم با هم یک روز در بانه ، یک روز پاوه و یک روز بوکان و.... بودیم
• با حاج احمد متوسلیان هم همانجا آشنا شدید؟
- من و تقی با حاج احمد توی بانه آشنا شدیم و از همانجا تقی مجذوب حاجی شد و دیگه ازش جدا نشد ، تمام عشق و علاقه اش بودن با حاج احمد بود یک لحظه از حاجی چشم بر نمی داشت، رانندگی می کرد تک تیر انداز بود و...
بعد از رفتن حاج احمد از کردستان به جنوب هم همراه حاجی به جنوب رفت و توی این مدت با این که همه کار بلد بود و حتی بهش فرمانده گردانی و مسئول آموزش تیپ و ... پیشنهاد شد زیر بار هیچکدام نرفت .
• چرا؟
- عشقش و مرادش حاج احمد بود می خواست دور و بر حاجی باشه حتی اگر کارهای سطح پایینی مثل رانندگی بکنه، توی فتح المبین و بیت المقدس هم  گاه به عنوان تک تیرانداز گاه پیک و گاه ... فعالیت می کرد و از جان مایه می گذاشت.
• و لبنان؟
- بعد از پیروزی ما در بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر، اسراییل به سوریه و لبنان حمله کرد و آنها از ما درخواست کمک کردند این بود که لشگر ۲۷ محمد رسول الله (ص) که کارنامه درخشانی داشت به یاری سوریه و لبنان شتافت و مدتی در پادگان زبدانی بودیم و بعد از مدتی تعلل رفعت اسد و پیام امام (( راه قدس از کربلا می گذرد)) قصد ایران کردیم که توی همون روز بازگشت حاج احمد و تقی و سید محسن موسوی و کاظم اخوان برای کار مهمی عازم بیروت شدند و هر چه اصرار  کردیم که نروند نشد و بعد هم ...
• از اسارتشون چطور مطلع شدید؟
- رادیو اسراییل اعلام کرد (( ژنرال احمد متوسلیان توسط قوات البنانیه(( حزب فالانژ)) دستگیر شد.
• آن موقع کاری هم کردید؟
- قبلا هم چند تا از بچه های ما را فالانژها دستگیر کرده بودند و با چند حرکت حاجی فالانژها ایشان را آزاد کردند ولی هرچه به مسئولین وقت سپاه و امور خارجه و... اصرار کردیم که اجازه دهند تا عملیاتی کنیم تا حاجی را آزاد کنیم(( که می توانستیم ایشان را آزاد کنیم)) این اجازه را به ما ندادند و بچه ها با چشمان گریان عازم ایران شدند.
• تحلیل شما از سرنوشت ایشان چیه؟
- آن حاج احمدی که من می شناسم غیر ممکن می دانم کسی بتواند او را اسیر کند من مطمئنم که ایشان شهید شده اند همچنین می دانم که تقی هم شهید شده.
• پس اگر این طوره پس حرفها و ادعاهای خانواده موسوی مبنی بر زنده بودن این عزیزان چیه؟
- خودشان هم می دانند که این عزیزان شهید شده اند، ببین عزیزم اگر آقای سید حسین موسوی همان اول اعلام می کرد که این چهار نفر شهید شده اند نان خودش را آجر می کرد، من مطمئنم و اسنادش در وزارت خارجه هم وجود دارد که آقای سید حسین موسوی( با نام مستعار سید احمد) برادر سید حسین موسوی – مسئول مرکز مطالعات خاورمیانه واقع در خیابان نادری- مبلغ 16 میلیارد تومان بابت این پرونده دریافت کرده است و تا کنون هیچ سند و حرف قابل قبولی اعم از شهادت یا زنده بودن این چهار عزیز ارائه نکرده است این آقا حتی به برادرزاده و زن برادر خود هم رحم نکرده و ایشان را هم در بی خبری گذاشته است و یک جوری با آنها هم بازی کرده است و ابزار دستش قرار داده است...........

 
 

از چپ به راست:

جعفر جهروتی زاده- شهید ولی الله جناب(( اولین شهید رزمنده در مریوان))- جاوید الاثر تقی رستگارمقدم

فرمانداری بانه شهریور ۱۳۵۸

سيد

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  همكار "كاظم اخوان" در غربت از او مي‌گويد

 

لندن، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۵/۰۵/۱۸

"محمود اسكويي" عكاس و تصويربردار ايراني مقيم پايتخت انگليس گوشه‌اي از خاطرات آشنايي خود درباره "كاظم اخوان" عكاس خبري ربوده شده ايرنا در بيروت را بازگو كرد.

وي سه‌شنبه شب به مناسبت ‪ ۱۷‬مرداد "روز خبرنگار" به ايرنا در لندن گفت:اخوان جرات عجيبي داشت. در عمليات فتح خرمشهر، باپوشيدن لباس نظاميان عراقي، وارد خطوط آنها شده و از آنها عكس گرفته‌بود.

كاظم اخوان، عكاس و خبرنگار خبرگزاري‌جمهوري اسلامي (ايرنا) به‌همراه سه ديپلمات ايراني در تيرماه ‪ ۱۳۶۱‬شمسي هنگامي كه جنوب لبنان توسط رژيم صهيونيستي اشغال شده بود، توسط عوامل اين رژيم ربوده شدند و تاكنون خبر دقيقي از سرنوشت آنان در دست نيست.

اسكويي كه هنگام دفاع مقدس براي يك شبكه تلويزيوني غربي كار مي‌كرد، افزود: چون اخوان هميشه در خط اول بود، مي‌دانم كه آرشيو عكسهاي جنگي محشري داشت.

به گفته وي،" اخوان با صفا بود. از همه چيز عكس مي‌گرفت. نمي‌دانم آرشيو عكسهايش حفظ شده يا نه، ولي كارش محشر بود".

وي ادامه داد: هميشه مي‌پرسيد تا ياد بگيرد. بچه مسلمان و بسيار مذهبي بود اما هيچوقت رفتار متعصبانه نداشت و آزادمنش بود.

تصويربردار كهنه‌كار مقيم پايتخت انگليس كه هنگام بازگويي خاطراتش از عكاس ايرنا بشدت متاثر شده بود، ادامه داد: چون ما براي رسانه‌هاي خارجي كار مي‌كرديم، اجازه حضور در خط اول جبهه را نداشتيم. يك روز پس از آنكه اخوان از خط برگشت واقعه‌اي را برايم تعريف كرد.

""اخوان گفت: در فتح خرمشهر يك تيربارچي عراقي را اسير كرديم كه از بس شليك كرده بود، انگشتش زخم شده بود. هنگام اسارت برخاست و گفت: "يا علي" و بچه‌ها به احترام امام علي (ع) او را در جدي‌ترين مرحله عمليات اسير كرده و به پشت خط انتقال دادند.""
اسكويي در ادامه سخنانش، اخوان را شيفته شخصيت شهيد دكتر "مصطفي چمران" معرفي كرد و گفت: گاهي اوقات فكر مي‌كنم شايد او هم يك چريك بود، چون لحظه‌اي براي اعزام به‌خط اول و گرفتن عكس از صحنه‌هاي جنگ درنگ نمي‌كرد.

وي بازگويي خاطرات دو سال آشنايي‌اش با اخوان در منطقه جنگي را متوقف مي‌كند و با اندكي مكث ياد شبي مي‌افتد كه اخوان براي عكاسي از درگيريهاي لبنان از وي در هتلي در سوريه خداحافظي مي‌كند.

اسكويي مي‌افزايد: "قرار بود با هم براي عكسبرداري و تصويربرداري از صحنه‌هاي جنگي عازم بعلبك شويم، اما تلكسي به دستم رسيد كه از من خواسته بود، سه روز ديگر در دمشق بمانم."
به گفته اين فيلمبردار ايراني، عكاس ايرنا سه روز قبل از آنكه به لبنان بيايد هنگام گرفتن عكس از عمليات پاكسازي خانه‌هاي تيمي گروهكها در ايران به اشتباه دستگير شده و سپس آزاد شده بود.

اسكويي سپس گفت: "اگر ربوده نشده بود، مطمئنم كه اكنون از اساتيد عكس به‌ويژه از صحنه‌هاي درگيري بود."
اسكويي در حاليكه بغض گلويش را مي‌فشرد، گفت: اميدوارم زنده باشد.

هزار ليره لبناني كه الان يكصد پوند انگليس ارزش دارد، به او بدهكارم.

آخرين جمله اسكويي نيز در وصف عكاس خبري ايرنا اين چنين بود: خيلي با صفا بود، دلم براي شوخي‌هايش و شجاعتش تنگ شده است.

منبع:خبر گزاری ایرنا

سيد

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  قصه بي‌نشاني(روايت زندگي سردار جاويدالاثر حاج احمد متوسليان)

 



تهران مثل بقيه شهرها از شكست قيام 28 مرداد خاموش و بي‌هياهو است. مردم آرام از كنار يكديگر عبور مي‌كنند و ديگر به هم لبخند نمي‌زنند، گويا سلطه رژيم شاهنشاهي را بر وطن خويش باور كرده‌اند. اما جنوب تهران امروز حال و هواي ديگري دارد. محله امامزاده سيد اسماعيل به روي ديگر نقاط كشور مي‌خندد؛ چرا كه در خانه كوچك و ساده مردي شيريني‌فروش، كودك گندمگون و لاغري به دنيا آمده كه با گريه‌هاي بلندش، خنده شادي را براي مردم ايران به ارمغان آورد.
مادر احمد مي‌گويد: ... سه، چهارساله بود كه فهميديم اين بچه نارسايي قلبي دارد، مشكل از رگ قلبش بود. به همين خاطر خيلي لاغر و نحيف بود و ما هميشه نگران سلامت او بوديم. بعدها ناچار شديم قلبش را عمل كنيم.
همزمان با آغاز تحصيل در دوره ابتدايي به كار در قنادي پدر واقع در بازار تهران مي‌پردازد و در سن ده سالگي با قيام خونين 15 خرداد و سرآغاز نهضت انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني (ره) آشنا مي‌گردد. علاوه بر شركت در مبارزات مردمي عليه رژيم طاغوت موفق، به اخذ مدرك ديپلم (برق صنعتي) در سال 1351 مي‌گردد.
مدتي از كار كردن او در يك شركت خصوصي مي‌گذرد كه سال 1353 به خدمت سربازي فراخوانده مي‌شود و تا پايان اين دوره نيز به مبارزات پنهان خويش عليه رژيم شاهنشاهي ادامه مي‌دهد.
او اكنون جوان رشيدي است كه پس از چند مأموريت نظامي با درجه گروهبان دومي و رسته فرماندهي تانك به تهران باز مي‌گردد. اما طولي نمي‌كشد كه به بهانه كار به خرم‌آباد مي‌رود و در پوشش يك كارگر برق به مبارزه عليه رژيم ادامه مي‌دهد.
احمد متوسليان از مدت‌ها پيش به وسيله مأموران ساواك شناسايي مي‌گردد و سرانجام نيز در 15 شهريور 57 هنگامي كه در عكاسي كيومرث مشغول تكثير اعلاميه‌هاي امام بوده، دستگير مي‌شود و به زندان وحشتناك فلك الافلاك منتقل مي‌گردد.
او پس از تحمل دو ماه حبس و شكنجه در سلول انفرادي اعتصاب غذا مي‌كند و مأموران ناچار مي‌شوند او را به بند عمومي زندان انتقال دهند.
با اوج‌گيري نهضت انقلاب اسلامي و آزادي زندانيان سياسي، احمد بيست و پنج ساله نيز از حكم اعدام دادگاه رهايي مي‌يابد و در حالي كه آثار چند ماه شكنجه جسماني و آزار روحي ساواك را بر اندام ستم‌كشيده خويش تحمل مي‌كند، بار ديگر به آغوش خانواده باز مي‌گردد و اين بار استوارتر از پيش به لشكر فدائيان امام خميني مي‌پيوندد.
با پيروزي انقلاب اسلامي احمد نيز به صف پرچم‌داران اين نهضت، در سپاه پاسدارن پيوست و هم‌چنان به وظيفه انساني خويش در جهت سازمان‌دهي گردان‌هاي سپاه رسيدگي مي‌نمود كه با شروع غائله كردستان و پيام تاريخي حضرت امام خميني (ره) درباره پاك‌سازي مناطق غرب كشور از وجود منافقان به همراه 66 نفر از دوستان و همرزمانش به طور داوطلبانه عازم غرب كشور شدند و او به همراه سرداران بزرگ ديگري چون شهيد محمد بروجردي، شهيد مصطفي چمران، شهيد همت و... برنامه‌ريزي اطلاعاتي و نظامي دقيقي انجام دادند و به ياري خدا مناطق مختلف كردستان از جمله شهرهاي بوكان، مهاباد، سقز، بانه و ... را از لوث وجود اشرار و خودفروختگان داخلي و خارجي پاك نمودند.
فتح سنندج اوج هنرنمايي تاكتيكي و نظامي احمد است. عمليات آزادسازي پاوه با تلاش نيروهاي تحت امر متوسليان انجام مي‌شود و حكم فرماندهي سپاه اين شهر از طرف شهيد بروجردي براي جوان گندمگون حكايت‌نامه‌ ما صادر مي‌شود و بعد حكم مأموريت او براي آزادسازي مريوان كه سرآغاز قصه بي‌نشاني حاج احمد است...
عمليات پاك‌سازي مريوان از وجود ضدانقلاب نيز با موفقيت به پايان مي‌رسد و احمد از مسئوليت سپاه اين شهر را به عهده مي‌گيرد تا ديگر چهره كفر و نفاق در خاك مرزي غرب ايران نمودار نگردد، اما...
آغاز و گسترش جنگ تحميلي عراق عليه نظام جمهوري اسلامي، فرمانده ناشناخته غرب را به ماندن در زمين سرمازده كردستان ترغيب مي‌كند تا بماند و از پايمال شدن خاك وطن زير چكمه‌هاي دشمن جلوگيري كند.
سال 1360 آخرين فصل زندگي احمد است كه عطر گل هميشه بهار را دارد؛ چرا كه پس از آزادسازي ارتفاعات نوار مرزي غرب مريوان و عمليات پاك‌سازي ارتفاعات قوچ سلطان، او و چند تن از فرماندهان سپاه از جمله شهيد حاج محمد ابراهيم همت به زيارت كعبه دل خويش مي‌روند و پس از به جا آوردن مناسك حج و بازگشت به وطن حاج احمد متوسليان از فرماندهي وقت سپاه مأموريت مي‌يابد كه تيپي از بچه‌هاي بسيجي را سازماندهي كند و جهت مقابله با حركت عراق در جنوب كشور عازم اين منطقه نمايد.
در مرحله اول 120 نفر از رزمندگان واجد شرايط را انتخاب مي‌كند و همراه آنها راهي جنوب مي‌گردد. خبر تشكيل تيپ 27 محمد رسول الله (ص)‌ نيز در شب هفدهم بهمن 1360 از قرارگاه كربلا به طور رسمي اعلام مي‌شود.
هنگامي كه بسيجيان امام (ره) در دوكوهه مشغول فراگيري دوره‌هاي مختلف آموزشي هستند و با كمترين امكانات موجود در پادگان زندگي مي‌‌كنند، سردار متوسليان نيز علاوه بر همكاري با فرماندهان جهت طراحي عمليات بزرگ فتح‌المبين، شرايط خود را از هر جهت با نيروهاي تحت امرش يكسان مي‌كند تا جايي كه حتي در تقسيم كارهاي نظافتي هم خود را با آنها در يك رديف قرار مي‌دهد.
شب اول فروردين 1361 حماسه بزرگ فتح‌المبين در مناطق عملياتي خوزستان سروده مي‌شود و با هوشياري و فرماندهي قاطعانه حاج احمد متوسليان در اين عمليات غنايم و اسيران زيادي از لشكر دشمن نصيب سپاه اسلام مي‌شود.
آخرين دفاع نظامي حاج احمد متوسليان در ايران، عمليات «الي بيت المقدس» است كه به قصد آزادسازي خرمشهر آغاز مي‌شود و تا رسيدن به هدف نهايي ادامه مي‌يابد.
حماسه بزرگ «فتح‌المبين» و عمليات چند مرحله‌اي « الي بيت‌المقدس» كه تاريخ پيروزي ايران را در جنگ هشت ساله با عراق رقم مي‌زند، بهانه‌اي مي‌شود تا تيپ 27 محمد رسول‌الله (ص) جهت بررسي و شناسايي مواضع سوريه و لبنان (در جنگ با اسرائيل) به دمشق اعزام شوند و حكم فرماندهي اين گروه نيز مثل گذشته به سردار حاج احمد متوسليان ابلاغ گردد! 
بيش از يك ماه از حضور رزمندگان سپاه اسلام در سوريه مي‌گذرد و هيچ يك از مسئولان سياسي و نظامي اين كشور مواضع قاطع و حقيقي خود را در برخورد با تجاوزات اسراييل عنوان نمي‌كنند و گويا حضور سرداران و بسيجيان لشكر امام تنها جهت بازي‌هاي سياسي و ديپلماسي استفاده مي شوند نه حقيقت جنگ با تجاوزات رو به گسترش رژيم صهيونيستي.
يكي از همرزمان حاج احمد مي‌گويد؛ در آخرين ديداري با مسئولان سياسي سوريه داشت خطاب به رفعت اسد (برادر رييس جمهور و مرد شماره دو سوريه) ابراز داشت: ما براي ميهماني به سوريه نيامده‌ايم، شما بهتر مي‌دانيد كه تكليف جنگ ما با صدام يكسان نشده. اگر حاضر شديم به اين‌جا بيائيم براي اين بود كه ثابت كنيم اگر محور، جهاد اسلام باشد، بچه‌هاي 15-16 ساله مسلمان هم مي‌توانند مثل شير به مواضع اشغالي جولان حمله ببرند، گوش سرباز اسرائيلي را بگيرند و او را با خفت بيرون بياورند و در خيابان‌هاي دمشق بچرخانند مثل همان كاري كه بسيجيان ما، در فتح‌المبين و بيت‌المقدس با كماندوهاي بعثي صدام كردند.
... تعارف بس است. تكليف ما را مشخص كنيد. اگر به هر علت قرار است حضور ما در سوريه صرفاً در حد وجه المصالحه و برگ برنده‌اي در مذاكرات سياسي باشد ما اهل آن نيستيم. وقتي امام فرمودند: «راه قدس از كربلا مي‌گذرد... بايد تكليف ما در جنگ با عراق يكسره شود تا به مسأله اسرائيل بپردازيم...»، تيپ 27 محمد رسول‌الله (ص) نيز قصد بازگشت به وطن نمودند و دسته دسته از خاك سوريه خارج شدند.
سحرگاه 14 تيرماه 1361 دل احمد بي‌قرار است. عمه سادات را براي آخرين بار زيارت مي‌كند و در حالي كه باران اشك پهناي صورتش را فرا گرفته به ياري نيروها در جمع‌آوري وسايل و بازگشت به سوي ايران دل مي‌سپارد.
ساعتي پيش از حركت نيروها، مردي سراسيمه از راه مي‌رسد و خواستار ملاقات با حاج احمد مي‌شود. سيد محسن موسوي (سفير ايران در لبنان) است كه از محاصره شدن سفارتخانه كشورمان توسط نظاميان صهيونيست خبر مي‌دهد، وقت كم است، اسناد و مدارك محرمانه سفارت در خطر!...
فرمانده تصميم مي‌گيرد. مسير سفر او از ايران به سوي لبنان تغيير مي‌كند. خبرنگار جواني كه با عكس‌هاي زيبايش در خرمشهر دل حاج‌فاحمد را برده بود، تقاضا مي‌كند به او هم اجازة همراهي بدهند تا پرده از جنايات اسرائيل بردارد. حاج احمد لبخند مي‌زند، كاظم اخوان را در انتخاب مسير آزاد مي‌گذارد.
ماشين سفارت آماده است ولي كسي پشت فرمان نيست. جواني به نام تقي از راه مي‌رسد و از حاج احمد اجازه مي‌خواهد كه رانندگي ماشين را به او بسپارد.
رستگار مقدم چهرة آشنايي است كه از زمان غائله كردستان تا پايان سفر!؟ بيشتر اوقات خود را كنار مراد و فرمانده‌اش حاج احمد متوسليان سپري كرده است.
رزمنده‌ها به اين سفر اعتراض دارند؛
- حاج احمد نرو!
- بگذار ما به جاي تو برويم.
با هماهنگي آقاي موسوي، تقي رستگار نيز به عنوان رانندة‌ هيأت ديپلمات عازم لبنان مي‌شود.
سعيد قاسمي و حاج همت (از فرماندهان تيپ 27 محمد رسول‌الله (ص) از آخرين فرصت نيز استفاده مي‌كنند و نزد حاج احمد مي‌روند؟
- حاج آقا ما كوچيك شمائيم. بگذار ما به جاي شما به اين مأموريت برويم.
- حاجي بيروت شده لانه گرگ‌ها. نرو. بگذار ما به جاي شما برويم...
دل حاج احمد ديگر بي‌قراري نمي‌كند. فرمانده شاد است. لبخند مي‌زند و از توكل به خدا سخن مي‌گويد: «هر چه مشيت الهي باشد، همان مي‌شود.» خداحافظ!
نمي‌دانم ساعت 30/12 ظهر دوشنبه در جاده (برباره) لبنان چه حادثه‌اي رخ مي‌دهد كه ديگر كسي حاج احمد را نمي‌بيند.
ايست بازرسي «فالانژيست»ها كه از دست‌نشاندگان رژيم صهيونيستي هستند كنترل جاده را در اختيار مي‌گيرند.
بنز سفارت ايران متوقف مي‌شود. كاظم اخوان دوربين خود را براي عكاسي تنظيم مي‌كند. آنها بايد از ماشين خارج شوند.
احمد متوسليان آرام و مطمئن پياده مي‌شود. تقي، دستان پرقدرتش را از فرمان ماشين جدا مي‌كند و پشت سر فرمانده‌اش قدم به جاده خاكي بيروت مي‌گذارد...
سيد محسن موسوي نگاهش را به نگاه خندان سردار جوان گره مي‌زند و از اين كه نتوانسته از ميهمانان خود پذيرايي كند شرمنده است؛ چرا كه خودش نيز در پي آنان به اسارت و بي‌نشاني در زندان‌هاي رژيم صهيونيستي درآمد! و همة اينها سرآغازي است تلخ بر قصة‌ بي‌نشاني اين سرداران خطة‌ نور...
يادشان گرامي و جاويدان باد!

سيد

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو